آفتاب آسا به سوى خاك غلطان آمده * گر مسلمان بوده عبداللَّه بِنْ سَرْح از نخست
باز كافر گشته و در راه كفران آمده * بوده كعب بن زهير از ابتدا كافر صفت
پس مسلمان گشته و همجنس حسّان آمده * گر توأم عبداللَّه بن سرح خوانى باك نيست
من به دل كعبم مسلمانتر ز سلمان آمده * نام من چون سرخ زنبوران چرا كافر نهى
نفس من چون شاه زنبوران مسلمان آمده * خلق بارى كيست كامرزد گناه بندگان
بنده را توفيق آمرزش ز يزدان آمده * گر همه زهرست خلق از زهر خلق انديشه نيست
هر كه را ترياق فاروقش ز فرقان آمده * من شكسته خاطر از شروانيان و ز لفظ من
خاك شروان موييايى بخش ايران آمده * گرچه شروان نيست چون غزنين من غزنينِ فضل
از چو من غزنين نگر غزنين به شروان آمده * من به بغداد و همه آفاق خاقانى طلب
نام خاقانى طراز فخر خاقان آمده « 1 »
پاورقی
( 1 ) . چند بيت در ادامهء اين قصيده آمده كه در وصف خليفه عباسى وقت است و نيازى به ذكر آن نيست .