مربوط به سال بعد باشد . همو در وقايع سال 1320 نوشته است : در عشر آخر رمضان پس از آن كه امين الدوله از وزارت وظايف و اوقاف استعفا كرد شاه شغل او را به حاجى مدير الدوله داد ( مرآت الوقايع : 782 ) .
نويسنده در اين سفرنامه ، از پسرش ثقهء السلطنه ياد كرده و ملك المورخين هم ذيل رخدادهاى سال 1320 نوشته است : ثقهء السلطنه بن حاجى مدير الدوله وزير وظايف واوقاف به نيابت وظايف و اوقاف و استيفاى وظايف سربلند شد ( مرآت الوقايع : 908 ) . شايد پسر ديگر او مشير نظام باشد كه باز به نوشته ملك المورخين در عشر دوم ذى قعده 1317 لشكر نويس باشى آذربايجان شده است . ( مرآت : 496 ) . اعزاز الدوله هم فرزند ديگر او بوده كه در پايان با اشاره به مستقبلين از او ياد كرده است .
بدين ترتيب آشكار شود كه نويسنده از چهرههاى برجسته پايتخت بوده است . خود افزون بر اشاراتى كه در ابتداى سفرنامه و انتها در ديد و بازديد علما و سياسيون مهم پايتخت از جمله شيخ فضل الله نورى از خود دارد ، نامه اى هم از مظفرالدين شاه در پايان سفرنامه در باره سوغاتى كه براى فرستاده آورده است . در اين يادداشت شاه چنين مىنويسد :
مدير الدوله ! عريضهء شما را ملاحظه نموديم . ان شاءالله
دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٩٧