وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ
وَ نُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ .
)
قال موسى : فسألت عقبة الخادم عن هذه ، فقالت : صدقت حكيمة . « 1 »
محمد بن حسن بن [ احمد بن ] « 2 » وليد ، از محمد بن يحيى عطّار ، از
ابوعبدالله حسين بن رزق الله ، از موسى بن محمد بن قاسم بن حمزة ابن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابىطالب ( ع ) ، از حكيمه دختر حضرت جوادالائمه ( ع ) نقل مىكند :
حضرت امام عسكرى ( ع ) به دنبال من فرستاد و فرمود : « عمه جان ! امشب نزد ما افطار كن ؛ زيرا شب نيمهشعبان است و خداوند تبارك و تعالى ، امشب حجت خود را روى زمين ، آشكار مىسازد .
به آن حضرت عرض كردم : « مادرش كيست ؟ » فرمود : « نرجس » .
گفتم : « قربانت گردم ! من در نرجس ، آثارى از حمل نمىبينم » . فرمود : « همين است كه به تو مىگويم » .
من به خانه حضرت رفتم ، سلام كردم و نشستم . نرجس نزد من آمد و خواست كفشهايم را از پايم دربياورد و گفت : « اى بانوى من و بانوى خانوادهام ! چگونه روز را تا
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، صص 424 - 426 ؛ بحارالانوار ، ج 51 ، ص 2 .
( 2 ) . در كتاب الغيبه ، بابويه ، محمد بن حسن بن احمد بن وليد ذكر شده است .