7 . ابونصر خادم ، كه در كنار گهوارهاش حضور مىيابد ، امام مىفرمايد : « مرا مىشناسى ؟ » . مىگويد : « بلى شما سرور من و فرزند سرور من هستيد » مىفرمايد « اين را نپرسيدم » ، سپس مىفرمايد :
« انا خاتم الاءوصياء ، و بى يدفع الله عزوجل ، البلاء عن اهلى و شيعتى :
من خاتم اوصيا هستم ، خداوند به وسيله من بلا را از خاندان و شيعيانم دفع مىكند » . « 1 »
8 . يكى از كنيزانى كه به هنگام ولادت آن مهر فروزان حضور
داشت مىگويد :
هنگامى كه مولاى ما ديده به جهان گشود ، نورى از او ساطع گرديد كه همه اقطار جهان را روشن ساخت .
در آن هنگام پرندگان نقره فامى دستهدسته از آسمان فرود آمدند و بالهاى خود را بر سرو صورت و پيراهن نوزاد سائيدند ، و سپس به سوى آسمان پر گشودند .
چون مشاهدات خود را به امام حسن عسكرى ( ع ) عرض كردم ، تبسمى كردند و فرمودند :
تلك ملائكة السماء ، نزلت لتتبرك بهذا المولود ، و هى انصار اذا خرج بامر الله عزوجل . « 2 »
اينها فرشتگان آسمانند ، كه براى تبرك جستن از اين
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 441 .
( 2 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 584 ؛ روضة الواعظين ، ص 260 .