مسلمانان را داشتند ، او را به اجبار با خود همراه كردند . وى قبل از حركت ، شروع به سرودن اشعارى نمود و گفت :
يا رَبِّ إمّا يَغْزُوُنَّ بِطالبٍ * فِى مِقنَبٍ مِن هذِهِ المَقانِبِ
فِى مِقنَبِ المَغالِبِ المُحارِبِ * بِجَعلِهِ المَسلُوبَ غَيرَ السّالِبِ « 1 »
پروردگارا ! اگر طالب بجگند در ميان سپاهى از اين سپاهيان ، در برابر آن سپاه چيرهء جنگجوى ، چنان كن كه جامهاش را ببرند ولى او جامهء كس نبرد و مغلوب گردد ولى او بر كسى غالب نشود .
اين حركت باعث شد كه گروهى به وى اعتراض كرده و بگويند : « تو در دل ، با محمد و ياران او هستى . اين گفتوگو باعث شد كه طالب به مكّه بازگردد و به همراه ايشان نرود » .
علاوه بر اين ، نعمان بن محمد تميمى ( م 363 ه . ق ) ، اشعارى را كه وى در مدح و ستايش پيامبر ( ص ) سروده را آورده كه از جمله آن ، اين ابيات است :
وَ قَد حَلَّ مَجدُ بَنىهاشِمٍ * فَكانَ النعامَةِ وَالزَّهرَة
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبري ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 121 ؛ الكافى ، ابوجعفر رازى كلينى ، ج 8 ، ص 375 .