تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ابراهيم مجاب ( مدفون در حائر حسينى ) ( فارسى ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
اين آسمان ز مرقد پاكش عبير زاست * اين در ز قرب تربت پاكش معطر است زوار را ببين به كجا پاى مىنهند * در اين حريم پهن ز جبرئيل شهپر است باشد در بهشت در اين آستان باز * كاينسان شميم خاك درش روح پرور است دارد هر آن كه حاجت شرعى برآورد * اين ملجا مراد كه از نسل حيدر است اى متقى بكوش كه در آستانه اش * اسباب كار زهد و اطاعت ميسر است بنگر مقام اهل نماز و نياز را * اهل نماز روى بى نياز بر اين درست بر اين مقام امن ز جان گير و پناه * غمديده‌اى كه او را پريشان مضطر است از پيشگاه او بطلب هرچه خواست دل * لطفش عميم باشد او بى حد و بى مر است با سيرجان دمى به سوى سيرجان كند * تابنگرى كه جان جهانت برابر است وصف بهشت و اهل بهشتم چه حاجت است * كوى تو افضل است و مقام تو برتر است حاشا كه ترك درت عاشقان كنند * هركس كه ترك عشق كرد كافر است
ابراهيم مجاب ( مدفون در حائر حسينى ) ( فارسى ) — صفحة 39 | محمدمهدى فقيه بحرالعلوم