گفتنى است اين ادعا صحيح نيست و بر خلاف اجماع علماى انساب است . از ديگر سو با زهد و تقواى ابراهيم كه پيش از اين گفته شد ، منافات دارد . افزون بر اين ، منابع انساب ، از وى با عنوان « ضرير » و « مكفوف » ، به معناى « نابينا » ياد مىكنند . بنابراين ، او چگونه مىتوانسته سپرساز باشد . در حالىكه چشمى براى ديدن نداشت ؟ ! از ديگر سو اين شغل براى سادات ، آن هم در دوره متوكل عباسى ممنوع بود ؛ زيرا آنان تصور مىكردند كه اين سلاح عليه آنان به كار مىرود . « 1 » بنابراين ، اين ديدگاه خلاف حقيقت است و اعتبارى ندارد . « 2 »
هجرت به ايران
بيهقى گفته است : در سال 285 ه . ق ابراهيم مجاب در نيشابور حاضر شده و در آنجا حديث نقل كرده است . « 3 » بر همين اساس ، برخى گفتهاند سيد ابراهيم مجاب ، پس از شهادت امام رضا ( ع ) با پدر و برخى ديگر از پسرعموهايش ، به همراه عمويشان ، احمد بن موسى ( ع ) ، به ايران سفر كردند و ابراهيم پس از درگيرى با حاكم شيراز ، نابينا شد و فرار كرد . سپس با پشت سر گذاشتن وضعيتى دشوار و گذشتن از سرزمينهاى
هامش
( 1 ) . انجاز العدات ، ص 117 .
( 2 ) . امامزاده محمد و سيد ابوالوفاى كوهدشت ، صص 50 و 51 .
( 3 ) . لباب الانساب ، ج 2 ، ص 716 . « ابراهيم بن محمد ، حضر بنيسابور و روى بها الاحاديث سنة خمس وثمانين ومائتين . »