بشمار ميرفت و وصىّ او بود و مهمترين نام خدا را ميدانست و به آن نام مستجاب الدعوه گرديده . آصف بن برخيا گفت من تخت بلقيس را پيش از آنكه تو چشم خود را بگردانى نزد تو حاضر خواهم نمود . طنطاوى در تفسير جواهر در اينجا بيان خوبى دارد مختصرى از آن را ترجمه مينمايم : در تفسير آيه چنين گفته سليمان گفت اى اشراف ( أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها ) غرضش اين بود كه ببعض نعمتهايى كه خدا به او داده از عجائب نبوت و آيات الهى مطّلع گردانند تا اينكه صدق نبوت او را بشناسند و براى اينكه بدانند مملكت دنيا در مقابل عظمت الهى و بديع قدرت او اندك خواهد بود و حكمت خدا وسيعتر است از آنچه از آثار خلقت در امور طبيعى عادى مشاهده مينمايند ، و نيز خواست بفهمد اندازه عقل بلقيس بچه درجهاى است كه تخت خود را چگونه مينگرد . و چون ارواح ارضيه و سماويه دو قسمند : قسمى نورانى الهى و قسمى ظلمانى ارضى ، قسم اول علما و قوّة وسيعترند و قسم دوم هم از جهت علم و هم از حيث قوّه محدودند ، و فرقى نيست بين ارواحى كه در اجسام و در زمينند و ارواحى كه مجرّد از ماده ميباشند ، و نيز فرقى نيست بين ارواحى كه از عالم ما خارجند و در زمين ساكن نيستند و آنهايى كه در زمينند ، و اين قاعدهاى است مطّرد كه هم در كتب انبياء نوشته شده و هم در علم حديث ثابت گرديده كه اقطار عالم پر از ارواحند و در اين تفسير شرح دادهايم كه روحى كه در زمين ما است وقتى كه از جسمش خارج ميگردد علم و قدرتش از جهت رفعت و پستى به مقدار اخلاق و صفات وى است . و همين طورند ملائكه بعضى از آنان در اعلا مقامند و بعضى از آنها نزديك بعالم ما ميباشند ( وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ ) و هر روحى كه آراء عرضيه و حالات ماديه بر وى غالب گرديده علم و قدرتش باقتضاء حال وى است ، و هر روحى كه از
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحه 340
پدیدآورندگان: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص۳۴۰