قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ وقتى موسى ( ع ) اضطراب بنى اسرائيل را ديد گفت چنين نيست كه شما گمان كردهايد حقيقة بدانيد كه نصرت پروردگار من با من است . از بعض مفسرين است كه گويد اهل تحقيق چنين گفتهاند كه موسى عليه السّلام در كلام خود معيّت خود را مقدّم داشت چنانچه گفته ( إِنَّ مَعِي رَبِّي ) و نبىّ خاتم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم معيّت حق تعالى را مقدم داشت آنجا كه فرموده ( إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ) موسى ( ع ) معيّت حق تعالى را تأخير انداخته براى اينكه در ضمائر عرفاء روشن گردد كه كليم از خود به حق نگريست و اين مقام مريد است و حبيب ( ص ) از حق به خود نظر كرد و اين مرتبه مراد است ، مريد را هر چه گويند آن كند و مراد هر چه گويد چنان كنند .
( روح البيان ) و ( معنا ) در قول حضرت خاتميت كه صيغه جمع است نيز دلالت بر شدّت شفقت و فرط مرحمت آن حضرت نسبت بامّت است چنانچه قوله تعالى در باره او است وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ بخلاف موسى ( ع ) كه معيت را به خودش تخصيص داد . فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ پس از آنكه موسى ( ع ) با بنى اسرائيل بر لب رود نيل كه ما بين ايله و مصر است و بقول ديگر بدرياى قلزم كه ميان يمن و مكه است رسيدند موسى ( ع ) بامر حق تعالى و باراده او عصا را به دريا زد دريا شكافته شد و هر پاره از آن آبهايى كه در هم ريخته شده بود ( كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ) مانند كوهى نمودار ميگرديد و دوازده راه بعدد اسباط بنى اسرائيليان كه دوازده سبط بودند پديد گرديد ، و گفتهاند كه باد تندى وزيد و راه آنها را خشكانيد و هر سبطى از راهى وارد دريا گرديده