قالُوا كَذلِكَ قالَ رَبُّكِ إِنَّهُ هُوَ الْحَكِيمُ الْعَلِيمُ « سؤال » . ( اولا ) چنانچه حكماء گفتهاند و در محل خود مبرهن گرديده پيمبران با آن قوّت قوّه نظريّهشان و تجرد روحشان با مجرّدات ارتباط كامل دارند و گويند در موقع وحى نخستين ملك در مرتبه عقل كاملشان فرود ميآيد سپس در مرتبه نفس شريفشان نمودار ميگردد و از آنجا باز تنزل نموده و در مرتبه خيالشان مىآيد و صورت ميگيرد اين است كه در حال وحى ملك را به چشم مىبينند و صداى ملك را به گوش ميشنوند و ملك وحى را ميشناسند و او را از شياطين تميز ميدهند پس چطور در آن وقت ابراهيم پيغمبر اولو العزم ملائكه را نشناخت و براى آنها غذا حاضر نمود . و نيز در حكايت موسى عليه السّلام وقتى عصى بدست خود حضرتش اژدها گرديد از آن ترسيد تا آنكه به او خطاب ميرسد ( يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ) سوره نمل آيه ( 11 ) ( و ثانيا ) چرا حضرت ابراهيم از آنها ترسيد غذا نخوردن آنان سبب ترس نميشود ، و باضافه پيمبر با آن قوت قلبش كه مرتبط بعالم علوى است نبايد از چند نفر آدم ناشناس با آنكه به او سلام كردند بترسد . « پاسخ سؤال دوم » پيمبران از حيث جنبه بشريت مثل باقى افراد بشر بودند خداى سبحان در سوره ( كهف ) آيه ( 110 ) خطاب به پيغمبرش فرموده ( قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ) بگو من از حيث صفات بشريت مثل شما ميباشم من از راه وحى شناختهام كه خداى شما يكى است . اين آيه و امثال آن شاهد بر اين است كه ترس حضرت ابراهيم ( ع ) از اشخاص ناشناس ناشى از آن جنبه بشريتش بوده كه گمان كرد قصد سويى نسبت به او دارند
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحه 318
پدیدآورندگان: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص۳۱۸