لباس دنيوى طبيعى ميباشى با آنكه علم بما كان و ما يكون دارى باز نتوانى عظمت و سختى چنين روزى را درك نمايى و بدانى كه قارعه چيست و چگونه است در اينجا براى فهماندن سختى قيامت اشاره به دو مطلب مىكند يكى قيامت را قارعه ناميده كه قرع بمعنى شدّت كوبيدن است و ديگر در آيه وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ اشاره ببزرگى و عظمت مطلب است كه مردم را متذكر گرداند كه حكايت قيامت بدرجهاى عظمت دارد كه تو كه پيمبر خاتم و عقل كلى نتوانى حقيقت و كيفيت آن را درك نمايى بعد در مقام قارعه و خصوصيات و چگونگى آن و وقايع عظيمى كه در آن روز واقع ميگردد برآمده يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ ، وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ روز وقوع قارعه روزى است كه مردم مثل پروانه پراكنده ميشوند و كوهها مانند پشم زده شده متلاشى و پراكنده ميگردد براى معرفى روز ( قارعه ) دو صفت تذكر ميدهد يكى در آن روز مردم مثل پروانه ديوانهوار پراكنده ميگردند چنانچه در سوره قمر آيه ( 7 ) فرموده خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ « 1 » شايد تشبيه بجراد و فراش بمناسبت اين باشد كه در روز قيامت مردم پروانه وار خود را به آتش ريزند زيرا كه جايگاه آنان و محل قرارگاه كفّار همان جهنم و مقر آنها قعر جحيم است و ديگر از اوصاف آن روز كه در اين سوره آن را معرفى نموده اين است كه در آن روز كوهها مثل پشم زده شده پراكنده ميگردد
تفسير مخزن العرفان در علوم قرآن ( فارسى ) — صفحه 244
پدیدآورندگان: سيده نصرتبيگم امين ( بانوى اصفهان )
ص۲۴۴
پاورقی
( 1 ) در وصف روز قيامت و معرفى آن برآمده كه وقتى داعى حق ندا مىكند مردم از قبرها بيرون مىآيند در حالى كه چشمهاى آنان از وحشت و ترس بگودى فرو رفته و گويا آنها ملخهاى پراكندهاى ميباشند