( آيا صاحبان نفس مطمئنه كه لايق چنين خطابى ميباشند كيانند )
ظاهرا كسى داراى نفس مطمئنه ميگردد كه در مقام ترقى و تعالى تمام مراتب كمال را پيموده و در مقام معرفت بمرتبه ( عين اليقين ) يا ( حقّ اليقين ) رسيده و روح و نفس و روان وى در فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ متمكن و متمركز گرديده و نفس وى از امّارهگى و لوّامهگى ترقّى نموده و حائز مرتبه اطمينان و يقين گرديده و ايمان وى از روى و جدان و شهود پديد گرديده آن وقت ميرسد بمقامى كه در شأن او فرموده فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ و چنين نفسى داراى دو كرامت است هم راضى است و هم مرضى در مجراى تقديرات مثل مرده بدست غسّال هيچ اراده و رأى انديشى اظهار نميدارد به آنچه واقع شده و مىشود و لو بر خلاف اراده و ميل وى باشد با كمال رضايت گردن نهد و دانسته و فهميده و برضاى خاطر خطرات را استقبال مينمايد و اوامر او را بجان خريدارى مىكند و از آنچه بر خلاف امر او است خوددارى مينمايد و چنين كسى مرضى و خدا از او راضى است و مورد فضل و احسان غير متناهى الهى واقع گرديده فَادْخُلِي فِي عِبادِي ، وَ ادْخُلِي جَنَّتِي اى كسى كه صاحب نفس مطمئنّه گرديدهاى و از خودخواهى و هوىپرستى بيرون آمده و بمقام عبوديّت و بندگى نائل گرديدهاى داخل شو در بندگان خالص من و داخل شو در بهشت رضوان كه آرامگاه تو است و در دار كرامت و در جوار قدس