اينطور نيست كه گمان كردهاند بلكه آنچه در آسمانها و زمين است يعنى تمام موجودات ملك خدا و همه مسخر امر ويند پس نسبت به تمام موجودات جنبه مالكيت و استيلاء و تسلط دارد نه جنبه والديت كه توليد مثل نمايد
كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ ، بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
پديدآورنده آسمانها و زمين است ، و نيز مالكيت او مثل مالكيت بشر نيست كه نسبت به آنچه در تصرف وى است يك نحو تصرف موقتى باشد و مالك حقيقى آن نباشد مالك حقيقى آن كسى است كه موجودات را از نيستى بهستى و از هستى به نيستى آرد و نيز دوام وجود هر موجودى بستگى و ارتباط باراده و خواست او دارد .
عمر بن اعين از امام محمد باقر عليه السلام سؤال مىكند از قول حق تعالى
بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
پاسخ فرموده خداى عز و جل ابداع نموده « يعنى پديد گردانيده تمام اشياء را بعلم خود بدون مثالى كه قبلا در نظر داشته باشد پس آسمان و زمين را خلقت فرمود در صورتى كه پيش از آن آسمان و زمينى نبوده آيا نشنيدهاى قول خداى تعالى را كه فرموده
وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ
و در كيفيت ابداع و چگونگى خلقت موجودات چنين بيان مىكند
وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
.
اين حديث تأييد مينمايد قول حكما را كه گويند سبب ايجاد مخلوقات همان علم بصلاح است زيرا امام ميفرمايد تمام اشياء را بعلم خود بدون مثال خلق نموده و در كيفيت ابداع و چگونگى خلقت موجودات چنين بيان مينمايد .
وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« قضى » در قرآن به چند معنى آمده :
1 - خلق نمودن مثل
فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِي يَوْمَيْنِ
.
2 - بمعنى امر تشريعى مثل
وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
3 - بمعنى حكم
وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ
و غير اينها كه مفسرين متعرض شدهاند ، و شايد اينجا مراد اراده و حكم باشد كه وقتى اراده ازلى بامرى تعلق گرفت بمحض همان علم ازلى بصلاح و تعلق اراده بوى آن شىء تحقق ميپذيرد و از نيستى بهستى مىآيد و موجود مىشود .