جهل و بيخردى و نفهمى بر او روا نيست ؛ و نوم برادر مرگ است و مرگ بر او روا نيست عبد اللَّه انصارى چنين گفته از حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدند در بهشت خواب هست فرمود نه زيرا كه خواب برادر مرگ است و مرگ در بهشت نيست .
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
پادشاهى آسمانها و زمين مخصوص بذات مقدس خداوندى اوست يعنى قوام آسمانها و زمين و آنچه در آنست ملك حق و در تصرف اوست .
و اين جمله متفرع بر جمله پيش است و شايد اشاره به اين باشد كه چون آسمانها و زمين و منطويات آن ملك خدا و در تصرف و تحت اقتدار اوست و وجود همه آنها قائم به آن ذات احديت است و اگر آنى غفلت نمايد ( بهم ريزند قالبها ) بلكه يك دفعه تماما بر ميگردند به حال نيستى اولى خود اين است كه ناظم و مدبر عالم بايستى خواب و غفلت در ساحت كبريايى او راه نداشته باشد .
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ
مَنْ ذَا الَّذِي
استفهام است يعنى كيست كه بتواند واسطه گردد در ايصال فيض مگر بامر او و اوست سلطان مطلق .
شفع ، مقابل « وتر » است و شفيع كسى را گويند كه قرين ديگرى گردد و در امر خيرى وى را كمك نمايد و واسطه گردد در رسيدن به آنچه مطلوب و مقصود اوست .
بعضى از مفسرين چنين اظهار ميدارد كه شفاعت يكى از اسباب و واسطه ايصال خير است خواه راجع بامور تكوينى باشد يا تشريعى ؛ در امور تكوينى مقصود از توسط همان اسبابى است كه بتوسط آن از مبدء متعال بمادون فيض مىرساند
إِلَّا بِإِذْنِهِ
اشاره به آن دارد كه اسباب مسخر امر حقاند و بمشيت و امر تكوينى او اسباب واسطه در فيض ميگردند و آنان منتظر فرمان اويند و در تشريعيات در مقام مجازات اخروى آن نيز بامر حق كسان لايق مأذون در شفاعتند كه واسطه در ايصال فيض گردند كه بتوسط آنها فيض بخشش و عفو به اشخاص عاصى و افاضه رحمت باهل ايمان و تقوى برسانند .