و اللَّه هرگز نگذارم چرا خواهرم مرا طلاق داد و حال ميخواهد دو مرتبه او را بگيرد و چون ابو الدحداح مرد نيكى بود اين آيه نازل شد و نهى شد از اينكه مانع گردند از ازدواج و شوهر نمودن زن بعد از طلاق و بعضى مفسرين گفتهاند در مورد جابر بن عبد اللَّه انصارى آمد كه او دختر عم خود را به مردى داد و آن مرد او را طلاق داد بعد از انقضاء عده خواست با او ازدواج كند جابر مانع شد اين آيه فرود آمد .
فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ
ظاهرا نهى در اينجا نهى ارشادى است كه نبايد اولياء زن مانع گردند و آنها را منع كنند از اينكه با شوهران خود ازدواج كنند در صورتى كه بين زن و شوهر رضايت باشد و هر دو بطيب نفس و بطور شايستگى راغب باشند و اين ششمين قانون طلاق است كه در آيات قرآن تأسيس شده .
ذلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
و اين قوانين اندرزهايى است كه خداوند براى اصلاح امور زندگانى و قانون تمدن و اصلاح جامعه بمؤمنين ابلاغ نموده .
ذلِكُمْ أَزْكى لَكُمْ وَ أَطْهَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و اين قانون ازدواج كه اساس زندگانى و امور اجتماعى و اصلاح خانوادگى و تناسل شما منوط به آن است اگر مراعات شود و روى قانون مضبوطى كه از طرف شرع تأسيس شده انجام گيرد شما را بيشتر تزكيه مينمايد و بهتر قلب و دل شما از تفرعن و استبداد برأى طاهر ميگرداند و از افتراق باتحاد ميكشاند و صلاح كار شما را خدا ميداند و شما نميدانيد كه صلاح شما در اجتماع است نه در تفرقه .
وَ الْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ
يرضعن صيغه مضارع و بمعنى خبر است لكن گاهى صيغه مضارع بمعنى امر استعمال مىگردد و چنانچه مفسرين گفتهاند اگر بخواهيم حمل بر معنى اخبار