پس بنا بر اين معنى قروء اسم مىشود براى ايام پاكى و مجازا باعتبار جريان آن در موقع حيض آن را قروء نامند و تا وقتى كه بشود لفظ بر معنى حقيقى كرد نبايد حمل بر معنى مجازى نمود .
و بعضى از مفسرين گفتهاند مقصود از قروء سه حيض است و اين قول على عليه السلام است در يك روايت و عمر و عبد اللَّه و جماعت ديگرى نيز گفتهاند .
و نيز از حضرت امير المؤمنين عليه السلام در روايت ديگر است « وقتى زن مطلقه حلال مىشود كه از حيض سوم پاك شود و غسل كند و نماز بخواند .
بعضى از مفسرين شماره نموده كه از اين آيه
وَ الْمُطَلَّقاتُ
تا آنجا كه فرموده
وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
شش حكم از احكام طلاق و آنچه راجع به آن است به بديعترين اسلوب و مليحترين بيان و جامعترين ترتيب و محكمترين و ثابتترين قانون اجتماعيه و بالاترين حكمتآميز مدنيه تأسيس شده .
وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ
و براى زنهاى مطلقه حلال نيست كه مخفى و پنهان نمايند آنچه را خداوند در رحمهاى آنان خلق نموده و در اينكه مقصود از :
ما خَلَقَ اللَّهُ
، چيست بين مفسرين گفتارى است :
1 - از صادق آل محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت ميكنند كه خداوند براى زن سه چيز واجب نموده حيض و طهر و حمل كه روا نيست اينها را مخفى گرداند .
2 - مقصود حمل است كه براى زن مطلقه حرام است حمل خود را مخفى گرداند « ابن عباس و قتاده » 3 - مقصود حيض و حمل است . « ابن عمر و حسين » 4 - براى زن حلال نيست حمل خود را كتمان نمايد براى اينكه شوهر بوى رجوع نكند . « ابن عباس » « مجمع البيان »