ايمان حقيقى در بين نبوده بلكه فقط تظاهر بايمان مينموده چگونه ممكن است كسى از روى حقيقت ايمان آورد و عمل نيكو بجا آرد و از ايمان برگردد و آن وقت اعمالش باطل گردد در صورتى كه در كلام مجيد فرموده
أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ
و معناى حبط عمل در ارتداد اين است كه خداوند منافق را رسوا ميگرداند و عمل ظاهرى او را باطل مىگرداند زيرا معنى حبوط اين است كه حيوان اينقدر بخورد كه شكمش باد كند و بميرد و وجودش باطل و بىاثر گردد و چون عمل منافق وقتى فاش شد كه از روى حقيقت نبوده باطل و بىاثر مىگردد و ديگر نه فائده دنيوى به حال وى دارد و نه اخروى لهذا اعمال چنين كسى را حبط گفتهاند . « ابو الفتوح رازى » 3 - بعضى از مفسرين گويند كسانى كه مرتد مىگردند اعمالى كه در حين ايمان كردهاند باقى ميماند تا هنگام مرگ اگر بر نگشتند و توبه نكردند اعمالشان باطل مىشود بدليل قوله تعالى
وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
و آيه در مقام بيان حال كفار است كه در وقت مردن اگر با ايمان باشند اعمال گذشته آنها نتيجهبخش ميگردد و گر نه باطل و عاطل ميگردد .
4 - جماعت ديگرى گفتهاند از همان وقتى كه مرتد گرديد اعمال وى باطل مىگردد اگر چه بعد از ارتداد برگردد بايمان و اينكه مقيد فرموده بموت براى اين است كه آخر عمر حال وى معلوم مىشود نسبت بكفر و ايمان .
5 - قول ديگر شرط بطلان عمل را در اين آيه چنين فرموده كه اگر كسى مرتد گردد و با حال ارتداد بميرد در اين صورت اعمالش باطل مىگردد لكن اگر بعد از مرتد شدن برگشت بايمان اعمال نيك او به حال خود باقى است كه مناط حال مردن است .
لكن چنين به نظر مىآيد كه بهترين اقوال همان قول ابو الفتوح است كه از ارتداد كشف مىشود كه مرتد از ابتدا ايمان صحيح نداشته و گر نه چگونه ممكن است كسى از روى حقيقت و دانستگى ايمان آرد و بعد برگردد مخصوصا اگر اعمال صالحى