لباس بستگى به انسان دارد و همان طورى كه بشر نميتواند بدون لباس كه وى را از سرما و گرما محفوظ دارد امرار حيات نمايد و در عين حال لباس عورت او را ميپوشاند و سبب تزيين و مزيد بر جمال و فضيلت وى است و از آن لذت ميبرد همين طور زن و شوهر هر يك ديگرى را محفوظ ميدارند كه در خلاف افتند و هر يك نسبت به ديگرى لباسى ميباشند كه « يوارى به سوأته » كه قبايح اعمال وى را ميپوشاند و بستگى آنها با هم و آن ارتباط زوجيت و توليد مثل كه در زناشويى پديد مىگردد يك نوع وحدت و يگانگى بين آنان توليد مينمايد كه در مشكلات امور زندگانى معاون يكديگر و در خوشى و غم با هم شركت مينمايند و نيز بطور مشروع از لذائذ طبيعى و شهوى برخوردار ميگردند و به اين وسيله حيات مقرون بعيش و خوشى و اميدوارى مىيابند .
و نيز ازدواج قوه محركه انسانى را بهيجان آورده و فعاليت روحى و جسمى در او پديد مىگردد و آن قواى شهويهاى كه ناظم و مدبر عالم در طبيعت بشرى قرار داده كه به آن جذب ملايم شود و به كار مىاندازد و نفس از خمودى و بىقيدى و لاابالىگرى نجات يافته شايق و مايل به كار و عمل مىگردد و از روى ميل و شوق فعاليت مينمايد و تأمين امور معاش و تعمير عمارت دنيا كه يكى از مظاهر قدرت الهى است و بدست انسان بايستى تعمير شود غالبا در اثر ازدواج صورت مىگيرد .
اين است كه شارع مقدس اسلام در امر ازدواج خيلى اهميت داده و آن را مورد نظر قرار داده و پايه و اساس آن را بر قواعد و اصول عقلى استوار گردانيده و مردم را ترغيب و تشويق نموده به ازدواج چنانچه فرموده
« تناكحوا و تناسلوا »
و نيز فرموده
« انى اباهى بكم الامم يوم القيامة و لو بالسقط »
و در مقام تهديد فرموده
« شرار موتاكم العزاب »
بدبختترين شما كسانى ميباشند كه زن نگيرند تا وقتى كه بميرند و از رهبانيت منع فرموده .
عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ
ظاهرا اينجا در مقام علت و سبب رخصت است كه چون خدا ميدانست كه نفسهاى شما خيانتكار است اين است كه بر شما تخفيف داد و اذن فرمود كه با زنهاى خود