است و در عرف شرع در امساك مخصوصى استعمال شده يعنى امساك در وقت معين به اندازه معين از چيزهاى معين .
كَما كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ
از پيمبران و امم آنها ، در تفسير مجمع البيان مينويسد در اينجا چند قول است :
1 - روزهاى كه بر ما واجب گردانيده تشبيه نموده بروزهاى كه بر امم پيش از ما واجب بوده و تشبيه از جهت وقت و عدد نيست بلكه از جهت اصل تشريع و وجوب روزه است . « ابى مسلم و جبائى » 2 - بر ما روزه ماه رمضان واجب شد چنانچه بر نصارى واجب بود و آنها ماه رمضان در هر وقت واقع بود در زمستان و تابستان روزه ميداشتند بعد روزه را تخصيص دادند بايام ربيع و در عدد زياد كردند . « شعبى و حسن »
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
وجوب روزه براى اين است كه شايد شما متقى و پرهيزكار گرديد .
جبائى و بعضى ديگر از مفسرين گفتهاند
لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
يعنى تا آنكه قلب شما رقيق و لطيف گردد و بتوانيد از معاصى خوددارى نمائيد .
و بروايت هشام بن حكم از امام صادق عليه السلام سؤال مىكند از حكمت روزه پاسخ فرموده « روزه واجب شد براى اينكه غنى و فقير يكسان باشند و اغنياء الم گرسنگى را بچشند و به فقير ترحم نمايند . « پايان » گويا خطاب بمؤمنين است كه براى شما نوشته شده امساك نمودن و خوددارى كردن از پيروى شهوات نفسانى كه در مدت معدودى جلو شهوات خود را بگيريد شايد به اين وسيله داراى تقوى گرديد و با ملائكه علويين آشنا شويد زيرا اگر پرده طبيعت جلو نفس ناطقه بشر را نگيرد شأنيت آن را دارد كه از مرتبه طبيعت بالا رود و بمقام روحانيين و اصل گردد .
و چنانچه بعضى از مفسرين گفتهاند روزه سه درجه و سه مرتبه دارد : روزه عوام