كه فرمود
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي
بيشتر بهرهمند گرديد شريفتر و ادراكات وى بيشتر و فعاليت او زيادتر است .
ارواح جزئى بشر وقتى داراى حيات پاكيزه و روح پاك جاودانى مىگردند كه از اين اكسير خدايى بيشتر بهرهمند گردند و روح ناقص ضعيف خود را بپيوندند بروح اعظم الهى كه آن اول ، « ما خلق اللَّه » بشمار ميرود و اول چيزى است كه از مصدر قدرت غير متناهى الهى صادر گرديده كه گاهى تعبير از آن بفيض منبسط ، گاهى بقلم ، گاهى بعقل ، گاهى بحقيقت محمدى صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مىشود « عباراتنا شتى و حسنك واحد » .
پس از آنكه ثابت شد كه روح و روان بشر ماده و مادى نيست ديگر باقى ماندن او بعد از فناء بدن اشكالى ندارد تا وقتى كه روح تعلق به بدن دارد بدن زنده و امرار حيات مينمايد و مردن عبارت از قطع علاقه روح از بدن لكن بنا بر تحقيق روح پس از جدايى از بدن هيئات و ملكاتى كه بتوسط بدن كسب نموده و متصف به آن گرديده بعبارت ديگر فعليت بدن كه در اخبار و آثار از آن تعبير بقالب مثالى شده هميشه با روح همراهست و همين طور باقى است تا وقتى كه در قيامت كبرى كه آخرين سير بشر بشمار ميرود تحول ديگرى پيدا نمايد و اصل بفرع
وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ
و روح به بدن عود نمايد آن وقت است كه دائره سير انسانى تمام مىگردد و روح تازهاى بحسب آنچه در ادوار سيرش بدست آورده براى وى پديد مىگردد اگر از سعداء و نيكوكاران و اصحاب يمين است
فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ
در نعمت و مسرت و بهشت كه دار نعمت الهى است جاويدان است و اگر از مقربين است
فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ
براى وى است روح و ريحان و بهشت پر نعمت و در ظل رحمت الهى ساكن مىگردد .
و اگر از تيرهبختان و گمراهان و اصحاب شمال است
فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ
در جهنم بعد كه دار غضب الهى است فرود آمده هميشه معذب و از رحمت الهى بىنصيب خواهد بود
ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ
.