رجالى است موضوع رساله مستقل مرحوم كلباسى قرار گرفته است . وى ابتدا به شرح عبارت كشى در هريك از طبقات سهگانه اصحاب اجماع و مدلول مفردات عبارتها پرداخته و سپس مفاد كلى اين نظريه را بررسى كرده است . وى به تفصيل از اجماع در اين عبارات و محدودهء اعتبار آن سخن گفته است . اين رساله در جلد دوم الرسائل الرجاليه از ص 7 تا 195 چاپ شده است . گفتنى است كه از ص 159 تا پايان رساله به ذكر فوايد متفرقى اختصاص دارد كه ارتباطى با موضوع رساله فوق ندارد .
5 . رسالة فى لزوم ثقه المشيخه . كتاب من لا يحضرة الفقيه و كتاب تهذيب و استبصار بخشى از سند را در پايان كتاب با عنوان « مشيخه » آوردهاند . در بين بزرگان رجالى اين بحث درگرفته كه آيا در بررسى اعتبار سند هر روايت ، بررسى بخشى از سند كه در مشيخه هم آمده لازم است يا خير ؟ كلباسى خود ، پس از ذكر مقدمات تفصيلى بحث و بررسى ادلّه طرفين ، نقد مشيخه را لازم ندانسته و از عبارات طوسى چنين استفاده كرده كه افراد مذكور در مشيخه هم از مشايخ اجازهاند . وى سپس 104 نكته را درباره اسناد و طرق اين كتابها بهصورت « تنبيه » ذكر كرده كه در شناخت اسناد شيخ صدوق و شيخ طوسى بسيار مفيد است . اين رساله در جلد چهارم الرسائل الرجالية بهعنوان آخرين رساله از ص 129 تا 410 چاپ شده است .
پرسش پژوهشى
1 . بحث اصحاب اجماع در كدام منابع رجالى گذشته بهصورت استدلالى مطرح شده است ( تمامى موارد را با ذكر آدرس بياوريد و تفصيلىترين آنها را مشخص كنيد ) .
2 . اصطلاحات رجالى در كدام منابع ذكر شده است . كدام منبع بيشتر به آنها پرداخته است ؟
3 . براى شناخت راويان مشترك از چه منابع و به چه شيوهاى مىتوان يارى جست ؟