كتب رجالى بارز و مشخص است . و از اينروست كه هرچه دامنهء اطلاعات مفيد موجود در كتب رجالى بيشتر باشد علم رجال پربارتر و پوياتر خواهد بود .
ج ) انواع نگاشتههاى رجالى
رجاليون از ابتداى تأليف در اين موضوع ، براى تعيين و شناخت راويان و نيز بيان ميزان اعتبار هريك به شيوههاى مختلفى به تأليف پرداختند . مشهورترين اين شيوهها عبارتاند از :
1 . تأليف براساس نام راويان
در اين شيوه ، كتاب رجالى همچون كتاب لغت ترتيب مىيابد و نامها به ترتيب حروف اول و دوم و سوم و گاه تا آخر حروف هر نام تنظيم مىشوند و گاه اين ترتيب در نام پدر و جد و نسب هم رعايت شده است . پس از بخش نامها ، در فصلهاى جداگانه كنيههايى كه با « اب » و سپس « ابن » شناخته شدهاند و پس از آن لقبها و سپس زنان راوى معرفى شدهاند . اين ترتيب بهصورت غالب در جوامع رجالى ديده مىشود .
لكن گاه برخى مؤلفان به شيوههاى خاص ديگرى اعمال سليقه كرده و تنظيم و ترتيب فوق را كمى تغيير دادهاند ؛ مثلا نام « أحمد » را بر ديگر نامهايى كه با همزه شروع شدهاند به احترام نام پيامبر ، مقدم داشتهاند ، و پس از آن « ابراهيم » و ديگر نامها را ذكر كردهاند . يا آنكه برخى از ايشان ، لقبها و نام زنان را در بين ديگر نامها به ترتيب الفبايى آوردهاند و آنها را جدا نكردهاند .
كتابهاى منهج المقال فى تحقيق احوال الرجال تأليف ميرزا محمد استرآبادى و نقد الرجال تأليف سيد مصطفى تفرشى از نمونههاى روشن اينگونه تأليف است .
مؤلفين كتب هنگام استفاده از شيوههاى ديگر نگارش كه به آنها اشاره خواهيم كرد غالبا در چينش اسامى روات از نظم الفبايى سود جستهاند ؛ براى مثال مرحوم نجاشى در كتاب رجالىاش و شيخ طوسى در فهرستش به اين شيوه عمل