Skip to main content

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — Page 333

Contributors:

P.333
على بن موسى الرضا را به اينكه خبر دهد پدرش زنده است زيرا كه من از شما تقيه نمىكنم در اينكه بگويم من امام هستم پس چگونه تقيه مىكنم در اينكه ادعا كنم كه او زنده است اگر در واقع زنده باشد .

سؤال از امامت حضرت رضا عليه السلام

يزيد بن‌اسحاق كه از مدافع‌ترين اشخاص نسبت به مذهب واقفه بود گفت : روزى برادرم محمّد با من به خصومت پرداخت . او خودش معتقد به امامت بود بود ، بين ما خيلى صحبت شد تا بالاخره به او گفتم : اگر واقعا على بن موسىالرضا عليه السلام امام است از او درخواست كن دعا كند تا من به مذهب شما درآيم . محمّد به من گفت : خدمت حضرت رضا رسيدم ، عرض كردم : فدايت شوم ! من برادرى دارم كه بزرگتر از من است او معتقد است كه پدرت زنده است من خيلى با او مناظره مىكنم روزى به من گفت : از امام خود بخواه اگر واقعا امام است دعا كند من نيز به مذهب شما در آيم . من مايلم براى او دعا بفرمائيد . امام عليه السلام رو به قبله كرده شروع به دعا كردن نمود سپس فرمود : خدايا ! گوش و چشم و دلش را بگير و او را به حقيقت راهنمائى كن اين دعا را مىكرد در حالى كه دست راست خود را به آسمان بلند كرده بود ، وقتى برادرم از خدمت حضرت رضا عليه السلام برگشت گفت : كه چه شده به خدا قسم طولى نكشيد كه معتقد به امامت حضرت رضا و مذهب حق شدم .

چگونه تو امام هستى در حالى كه پسرى ندارى ؟

حسين بن بشار روايت كند كه گفت : ابن قياما واسطى نامهء به حضرت رضا عليه السلام نوشت و در آن نامه چنين بود كه : چگونه تو امامى با اينكه پسرى ندارى ؟