تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
حسن بن جهم گفت : وقتى حضرت رضا عليه السلام از جاى حركت كرد من از پى ايشان رفتم ، به منزل خود رفت من خدمتش رسيدم و گفتم خدا را سپاسگزارم كه اميرالمؤمنين را چنان به شما نموده كه اين قدر نسبت به شما احترام كرد و گفتارتان را به دل پذيرفت . فرمود : پسر جهم ! از اين احترام كه نسبت به من كرد و گوش دادنش به حرف من فريب نخورى به زودى مرا با زهر خواهد كشت ، در حالى كه به من ستم روا مىدارد اين پيمانى است كه پيامبراكرم صلى الله عليه و آله با من بسته است تا زنده هستم اين مطلب را پنهان دار . حسن بن جهم گفت : اين جريان را به هيچ كس نگفتم تا حضرت رضا عليه السلام در طوس با زهر شهيد شد و در خانه حميدبن‌قحطبه طائى در بقعه‌اى كه هارون مدفون بود پهلويش دفن شد .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام رضا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 249 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى