15 . احكام قضاوت و داورى
اگر مردى ادّعاى مالى عليه ديگرى داشت ، ولى دليل و شاهد نداشت چه كند ؟
220 . عبد الرحمان بن ابى عبد اللّه مىگويد :
به امام كاظم عليه السلام گفتم : براى من توضيح دهيد بفرماييد كه اگر مردى ادّعاى مالى عليه ديگرى داشت ، ولى دليل و شاهد نداشت چه كند ؟
فرمود : سوگند مدّعى بر مدّعى عليه لازم و ثابت است و بايد سوگند دهد . پس اگر مدّعى عليه حاضر شد و سوگند ياد كرد هيچ حقّى آن شخص مدّعى بر او ندارد و ديگر مدّعى ، حقّ مطالبهاش ساقط مىشود و اگر سوگند را رد كرد و گفت : خود مدّعى سوگند ياد كند و مدّعى حاضر به سوگند نشد ، باز حقّى بر مدّعى عليه ندارد و اگر مدّعى عليه از دنيا رفته باشد و اقامهء بيّنه عليه او شده باشد ، پس بر مدّعى است كه سوگند اين گونه ياد كند : « سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست » فلانى از دنيا رفت و فلان مقدار به من بدهكار بود .
اگر به چنين سوگندى حاضر شد ، حقّ او ثابت شده است ، و گرنه حقّى بر مرده نخواهد داشت ، زيرا ممكن است بر ما معلوم نشده باشد و متوفّى عليه مدّعى بيّنهاى داشته و ايفا كرده ، سپس از دنيا رفته است و يا بدون بيّنه بوده و از دنيا رفته است ، و از اين جهت مىگوييم كه مدّعى بايد سوگند ياد كند كه حقّش بر عهدهء او باقى است .