سَبْعينَ مَرَّةً . « 1 »
اگر مخالفى تمامى دلايل را انكار كرد چه بايد كرد ؟
ابن ابى عمير از محمّد بن حكيم و او از ابو مسروق روايت مىكند كه گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم : ما با مردم سخن مىگوئيم ( در بارهء امامت شما ) و به فرمايش خداى عزّوجلّ : « اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولى الامر را » استدلال و احتجاج مىكنيم ، آنها مىگويند : اين در بارهء فرماندهان سريه نازل شده است .
ما استدلال و احتجاج مىكنيم بر آنها با فرمايش خدا : « سرپرست و ولىّ شما ، تنها خدا است . . . تا آخر آيه » آنها مىگويند : اين در بارهء مؤمنين نازل شده است .
ما استدلال و احتجاج مىكنيم بر آنها با فرمايش خدا : « بگو : من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوست داشتن خويشاوندان » آنها مىگويند : اين آيه در بارهء خويشاوندان مسلمانان نازل شده است .
( راوى مىگويد : ) هيچ دليل و آيهاى در ذهنم نبود مگر اينكه آن را براى امام ذكر نمودم .
حضرت فرمود : اگر چنين شد ، آنها را دعوت به مباهله كن .
عرض كردم : چه كار كنم ؟
حضرت فرمود : خودت را سه روز آماده كن - و گمان مىكنم حضرت فرمود : روزه بگير و غسل كن ، و تو و او ( طرف مقابل ) به قبرستان برويد و آنجا انگشتان دست راست خود را در انگشتان او قرار بده ، و از خود آغاز كن - و بگو :
« اللهم ربّ السماوات السبع و ربّ الأرضين السبع عالم الغيب و الشهادة
هامش
( 1 ) - الكافى : ج 2 ص 513 ، بحار الأنوار : ج 92 ص 349 .