فرمود : همانا خداى متعال چيزهايى را بر بندگانش حرام كرده و چيزهايى را حلال نموده و اين امر بدين جهت نيست كه رغبتى به چيزهاى حلال داشته و اعتنايى به چيزهاى حرام نداشته است ، و ليكن خداى متعال مخلوقات را آفريد و به قوام بدن آنها آگاه است لذا آنچه صلاح آنهاست آن را براى آنها حلال فرمود و مباح كرد ، و از آنچه به آنها ضرر دارد نيز آگاه است لذا از آنها نهى فرمود ، ولى اگر كسى ناچار شود در موقعى كه توانايى بدنش به آن نياز دارد به مقدارى كه خودش را از هلاكت نجات دهد حلال كرده است .
169 / 169 - عن ذريح قال : شكى رجل إلى أبي الباقر عليه السلام بياضاً في عينه .
فقال : خذ توتيا هندي جزءً وإقليمياء الذهب جزءً وإثمد جيّداً جزءً وليجعل معهما جزءً من الهليلج الأصفر ، وجزءً من أندراني ، واسحق كلّ واحد منها على حدة بماء السماء ثمّ اجمعه بعد السحق فاكتحل به ، فإنّه يقطع البياض ، ويصفى لحم العين وينقّيه من كلّ علّة بإذن اللَّه عزّ وجلّ « 1 » .
ذريح گويد : شخصى از سفيدى كه در چشمش داشت به امام باقر عليه السلام شِكوه نمود .
حضرت فرمود : مقدارى توتيا و اقليمياى طلا « 2 » و اثمد « 3 » خوب تهيه كن ، و به آنها مقدارى هليلهء زرد و هليلهء اندرانى اضافه كن ، و هر كدام را جداگانه با آب باران بكوب ، بعد همه را مخلوط كرده پس از آن كه خوب كوبيدى ونرم شد آنرا به صورت سرمه به چشمت بكش ، زيرا اين دوا - به اذن خداى متعال - سفيدى چشم را از بين مىبرد ، و گوشت چشم را صفا داده و از هر دردى پاك مىكند .
170 / 170 - عن موسى بن جعفر عليه السلام عن الصادق عليه السلام عن الباقر عليه السلام قال :
شكى إليه رجل من أوليائه وجع الطحال وقد عالجه بكلّ علاج وأنّه يزداد كلّ يوم شرّاً حتّى أشرف على الهلكة .
فقال : اشتر بقطعة فضّة كرّاثاً وأقله قلياً جيّداً بسمن عربيّ وأطعم من به هذا الوجع ثلاثة
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : ج 62 ص 147 ج 17 ، عن طبّ الأئمّة : ص 87 .
( 2 ) - اقليميا : آنچه كه از گداختن طلا و نقره شبيه درد در ته ظرف مىماند ، يا مانند كف بالا مىآيد ، به معناى ريزهء سيم و زر نيز گفته شده است .
( 3 ) - اثمد : سنگ سرمه ، توتياى معدنى .