قال : فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم : ربّ ! امّتي حديثو عهد بالجاهليّة ، فأنزل اللَّه
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
« 1 » تفسيرها : أتخشى الناس ؟ فاللَّه يعصمك من الناس .
فقام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فأخذ بيد عليّ بن أبي طالب عليه السلام فرفعها ، فقال :
من كنت مولاه فعليّ مولاه ، اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله ، وأحبّ من أحبّه ، وأبغض من أبغضه « 2 » .
زياد بن منذر گويد : در محضر با سعادت امام باقر عليه السلام حاضر بودم ، ايشان براى مردم سخن مىگفت ، از ميان جمعيّت مردى از اهل بصره بنام عثمان اعشى - كه از حسن بصرى روايت مىكرد - برخاست و گفت : اى فرزند رسول خدا ! فدايت گردم ؛ حسن بصرى حديثى به ما گفته و چنين مىپندارد كه اين آيه در مورد شخصى نازل شده ، و آن شخص را به ما معرفى نمىكند ، آيه اين است : « اى پيامبر ! آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان ، و اگر ( آن را ) انجام ندهى ، رسالت او را ( كامل به مردم ) نرساندهاى » تفسيرش نيز چنين است : آيا از مردم مىترسى ؟ خداوند تو را از شرّ مردم حفظ مىكند .
امام باقر عليه السلام فرمود : چه شده به او ؛ خداوند نماز او را قبول نفرمايد ؛ زيراكه اگر مىخواست بگويد اين آيه در مورد چه كسى نازل شده مىگفت ( ولى خودش عمداً نگفته است ) ؛
همانا جبرئيل بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرود آمد و به او گفت : پروردگار تو امر مىكند كه امّت خود را به نماز راهنمايى كن ، و به وسيلهء آن بر آنها احتجاج نما .
حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم امّت خود را به نماز دلالت و به وسيلهء آن بر آنها احتجاج فرمود .
آنگاه ( جبرئيل ) آمد و گفت : خداى متعال تو را امر مىكند كه امّت خود را به زكات دلالت كنى چنان كه به نماز دلالت كردى ، پس به زكات دلالت كن و به وسيلهء
هامش
( 1 ) - المائدة : 67 .
( 2 ) - بحارالأنوار : ج 37 ص 141 ، عن تفسير العيّاشي : ج 1 ص 333 - 334 ح 154 .