تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
حضرت يعقوب عليه السلام به حضرت يوسف عليه السلام فرمودند : خوابت را براى برادرانت تعريف نكن ؛ زيرا من مىترسم كه عليه تو نيرنگى به كار برند ، ولى حضرت يوسف عليه السلام رؤيا را پنهان نكردند و براى برادرانشان بازگو كردند . امام سجاد عليه السلام فرمودند : اولين آزمايش كه بر جناب يعقوب و خاندانش فرود آمد حسادت بر جناب يوسف عليه السلام بود ، آن وقتى كه رؤيا را شنيدند . سپس حضرت فرمودند : دلسوزى جناب يعقوب عليه السلام بر حضرت يوسف عليه السلام شدّت يافت و ترسيد نسبت به آنچه از طرف خداوند به او وحى شده بود و او را آماده براى بلا گردانده بود تنها در باره يوسف باشد . از اين رو در بين فرزندان به خصوص يوسف رقّت و مهربانى فوق العاده‌اى نشان مىداد . وقتى برادرانش آن را از يعقوب نسبت به يوسف مشاهده كردند و ديدند كه پدر چگونه او را تكريم و تعظيم مىنمايد و وى را بر ايشان برمىگزيند بر آنان گران آمد و بلا و گرفتارى در بين آن‌ها پديد آمد كه راجع به يوسف با هم به مشاوره پرداختند ، گفتند : با اين كه ما چندين برادر هستيم پدر چنان دلبسته يوسف است كه او را تنها بيش از همهء ما دوست دارد و اشتباه او در مهرورزى به يوسف نيك پديدار است ، بايد يوسف را كشته و يا در ديارى دور از پدر بيفكنيم و روى پدر را يك جهت به طرف خود بنماييم و آن گاه بعد از اين عمل ( كشتن يا دور كردن يوسف ) توبه كرده و افرادى صالح و درستكار شويم . در اين هنگام فرزندان يعقوب به پدرشان عرض كردند : اى پدر ! چرا تو بر يوسف از ما ايمن نيستى ، در صورتى كه ما برادران همه خير خواه او هستيم ؟ اى پدر ! فردا او را با ما به صحرا بفرست كه در چمن‌زارها بگرديم . . .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام سجاد ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 137 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى