در اين هنگام آن حضرت خنديد و كيسهء پولى كه هزار دينار طلا در آن بود به وى عطا نمود و انگشتر خويش را نيز - كه نگين آن دويست درهم ارزش داشت - به او بخشيد .
آنگاه فرمود :
اى اعرابى ! اين هزار دينار طلا را در ازاى ديه بپرداز و اين انگشتر را در مخارج زندگيت مصرف كن .
اعرابى عطاى امام حسين عليه السلام را گرفت و اين آيه را خواند : « خداوند آگاه تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد . . . » .
چقدر خوف تو از پروردگارت بزرگ است ؟
28 - در كتاب « المناقب » آمده است :
به امام حسين عليه السلام گفته شد : چقدر بيم و خوف تو از پرودگارت بزرگ است ؟
فرمود : در روز قيامت كسى در امان نيست مگر كسى كه در دنيا از خدا خوف و بيم داشته باشد .
كنيزى را براى شاخه گلى آزاد مىنمايى ؟
29 - در كتاب « كشف الغمّه » آمده است :
انس بن مالك گويد : من در حضور امام حسين عليه السلام بودم كه كنيزكى از كنيزان آن حضرت به حضور آن بزرگوار آمد و يك شاخهء ريحان تقديم نمود .
امام حسين عليه السلام به وى فرمود : من تو را در راه خدا آزاد كردم .
من به آن حضرت گفتم : كنيزى را براى يك شاخهء ريحان آزاد مىنمايى ؟