تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١

دست نگه داريد !

22 - علّامهء مجلسى رحمه الله در دائرةالمعارف گران سنگ « بحارالأنوار » مىنويسد : زمانى كه امام حسين عليه السلام مىخواست از مكّه حركت نمايد عبداللَّه بن عبّاس و عبيداللَّه بن زبير آمدند و اشاره كردند كه حضرت در مكّه بمانند . حضرت فرمود : همانا رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا به امرى مأمور كرده و من در پى آن امر رفتنى هستم . راوى گويد : ابن عبّاس از حضور حضرت بيرون آمد در حالى كه مىگفت : واحسيناه ! سپس عبداللَّه بن عمر آمد و اشاره كرد كه حضرت با مردمِ گمراه مصالحه و آشتى كند ، و حضرت را از جنگ و كشته شدن برحذر داشت . حضرت امام حسين عليه السلام فرمود : اى ابو عبدالرحمان ! آيا مىدانى كه از خوارى و بىارزشى دنيا در پيشگاه خداوند متعال همين بس كه سر مبارك يحيى بن زكريا عليه السلام را به سوى زن زناكارى از بنىاسرائيل هديه فرستادند ؟ ! آيا مىدانى كه بنىاسرائيل از طلوع فجر تا طلوع آفتاب هفتاد پيامبر را مىكشتند بعد به بازارها رفته و در بازار مىنشستند و خريد و فروش مىكردند مثل اين كه هيچ‌كار و عمل قبيحى را انجام نداده‌اند ؟ ! پس خداوند در عقوبت آنان شتاب نفرمود ، بلكه آنان را مؤاخذه نمود ؛ مؤاخذه كردن پيروزمندانه و صاحب انتقام . اى ابو عبدالرحمان ! از خدا بترس و نصرت و يارى مرا ترك نكن !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امام حسن و امام حسين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 241 | احمد قاضى زاهدى گلپايگانى