رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمود : چرا صورت تو زرد است ؟ !
گفت : اى رسول خدا ! از شدّت گرسنگى .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله دعا كرد و گفت : اى خدايى كه گرسنگان را سير مىكنى و ناراحتى و ناتوانى را مىزدايى ! فاطمه دختر محمّد را سير كن .
جابر مىگويد : به خدا سوگند كه ديدم خون در زير پوست صورت فاطمهء اطهر عليها السلام به گونهاى جريان يافت كه صورتش سرخ و گلگون گرديد و بعد از آن روز ديگر گرسنه نشد .
اى فاطمه ! برخيز و آن ظرف غذا را بياور !
10 - جابر گويد : امام باقر عليه السلام فرمود : روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به فاطمهء زهرا عليها السلام فرمود : اى فاطمه ! برخيز و آن ظرف غذا را بياور !
فاطمه عليها السلام برخاست و آن ظرف تريد را در حالى آورد كه بخار از آن متصاعد بود . مدّت سيزده روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله حضرت على مرتضى ، فاطمهء زهرا ، حسن و حسين عليهم السلام از آن ظرف غذا خوردند ، تا اين كه امّ ايمن آن را در دست امام حسين عليه السلام ديد و به وى گفت : اين غذا از كجا به تو نصيب شده است ؟
فرمود : ما چند روز است كه از اين غذا مىخوريم .
امّ ايمن نزد حضرت فاطمه عليها السلام آمد و گفت : هرگاه نزد من غذايى باشد تو و فرزندانت در آن سهيم هستيد ، ولى آن گاه كه غذايى نزد تو باشد امّ ايمن بهرهاى از آن نخواهد داشت ؟