آن گاه خداى جهان آفرين دستور مىدهد تا نعمتها و خلعتهاى آنان را چندين برابر سازند .
سرانجام فاطمه عليها السلام فرمود : هان اى بندهء خدا ! آيا مىدانى كه يك تارِ نخ از اين خلعتها ، هزاران بار بهتر و باارزشتر است از آن چه خوشيد بر آن بتابد ؟ « 1 »
پدر و مادرم به قربانت ! اى فاطمه ! چه خبر ؟
30 - در كتاب « دعوات راوندى » آمده است : سويد بن غفله گويد :
روزى براى امير المؤمنين على عليه السلام مشكل مالى پيش آمد ، فاطمهء زهرا عليها السلام دخت سرفراز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نزد پدر شتافت تا در صورت امكان گره را بگشايد .
فاطمهء زهرا عليها السلام به در خانهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رسيد و درب را به صدا درآورد ، امّا پيش از آن كه درب را بگشايد پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : امّ ايمن ! صداى گامهاى دخت محبوب خويش را احساس مىكنم ، نگاه كن و ببين فاطمهام آمده است ؟
امّ ايمن درب را گشود و فاطمه عليها السلام وارد شد و بر پيامبر سلام كرد و او ضمن پاسخ پرمهر خويش گفت : فاطمه جان ! هنگامى آمدهاى كه پيش از اين در اين ساعت نزد من نمىآمدى ، آيا مشكلى پيش آمده است ؟
فاطمه عليها السلام گفت : پدر جان ! غذاى فرشتگان چيست ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ستايش خدا و سپاس او .
پرسيد : غذاى ما آدميان چيست ؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : سوگند به خدايى كه جان محمّد در كف پراقتدار اوست ! اينك يك ماه مىشود كه در منزل ما آتشى براى پخت غذا برافروخته نشده است ، امّا فاطمه جان ! فرشتهء وحى ، رزق و روزى معنوى و غذاى روحى برايم آورده است كه آن را به تو ارمغان مىدهم ، فراگير !
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار : 2 / 3 ، رياحين الشريعه : 2 / 130 .