امام حسين عليه السلام به حضرت على ، فاطمهء زهرا و امام حسن مجتبى عليهم السلام رو كرد و عرضه داشت : با اجازهء شماها من ميوهاى از ميوههاى بهشتى را براى شما انتخاب مىكنم ؟
همگى فرمودند : اى حسين عزيز ! انتخاب كن ؛ چرا كه ما راضى هستيم .
امام حسين عليه السلام گفت : اى رسول خدا ! به جبرئيل بگو ما خرماى تازه دوست داريم .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : خدا از اين درخواست آگاه است .
سپس به فاطمه عليها السلام فرمود : فاطمه جان ! برخيز وارد اتاق شو و غذايى را كه در آن جا است براى ما بياور !
وقتى حضرت زهرا عليها السلام وارد اتاق شد ، ديد سينى بلورين در آن جا قرار دارد كه پوششى از پارچهء سبز سندسى دارد . در آن سينى خرماى تازهاى بود كه هنوز فصل خرما نبود .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : اى فاطمه ! اين غذا را از كجا آوردهاى ؟ !
گفت : از نزد خدا ، زيرا خدا هر كسى را كه بخواهد بدون حساب رزق و روزى مىدهد ، هم چنان كه حضرت مريم اين سخن را گفت .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برخاست آن سينى را از فاطمه عليها السلام گرفت و در فراروى آنان نهاد . سپس فرمود : بسم اللَّه الرحمن الرحيم .
آن گاه يك خرما برداشت و در دهان امام حسين عليه السلام نهاد و فرمود :
گواراى وجود و نوش جانت اى حسين !
سپس خرماى ديگرى به دهان امام حسن عليه السلام نهاد و فرمود : گواراى وجود و نوش جانت اى حسن !
آن گاه يك خرما نيز در دهان فاطمهء زهرا عليها السلام نهاد و فرمود : گواراى وجود و نوش جانت اى فاطمه !
سپس چهارمين خرما را به دهان حضرت على عليه السلام نهاد و فرمود :
گواراى وجود و نوش جانت اى على !
پرسشهاى مردم و پاسخهاى حضرت زهرا ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١١١