تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
بزرگتر است » . امير مؤمنان على عليه السلام فرمود : اين سخن بر تو سنگين آمده و در دلت نگنجيده ؟ عرض كرد : آرى ، آيا تو اين سخن را باور دارى و چنين مردى را مىشناسى ؟ فرمود : آرى ، واى بر تو ! اى ابن كوّاء ! بشنو از من تا اين ماجرا را به تو بازگويم . به راستى كه عزير در پنجاه سالگى از خانواده و همسرش دور شد ، همسر باردارش در آخرين ماه باردارى بود . هنگامى كه خداى تعالى او را به سبب گناهى كه از او سر زد ، مبتلا به مرگ گردانيد و صد سال او را بميراند ، بعد از آن زنده گردانيد ، او به سوى خانواده‌اش برگشت در حالى كه پنجاه سال داشت و پسرش به پيشواز او آمد در حالى كه صد سال داشت . پس خداى تعالى عزير را به جهت بعيد شمردن زنده كردن مردگان ، به دنيا برگردانيد تا قدرت خود را به او نشان دهد . بعد از آن امير مؤمنان على عليه السلام به او فرمود : هرچه مىخواهى بپرس . عرض كرد : آرى ، مىپرسم . گروهى از ياران تو اين گونه مىپندارند كه بعد از مرگ به دنيا بر مىگردند . فرمود : آرى اين گونه است كه مىگويند ، هرچه از آنان شنيده‌اى همان گونه بگو و چيزى بر آن ميفزا ، تو در پاسخ آنان چه گفتى ؟ گفت : به آنان گفتم : هيچ يك از اين‌ها را باور نمىكنم .