در اين هنگام ابليس در پاسخ آدم گفت :
از اين سرزمينها و ساكنانش كنارهگير كه به وسيلهء من نيز گسترهء بهشت برين بر تو تنگ شد .
در آنجا تو و همسرت در آرامش بوديد و دل تو از آزار دنيا آسوده بود .
ولى از كيد و مكر من نرهيدى تا آنجا كه بهاى سودآور از دستت رفت .
اگر از رحمت خداى جبّار به من آشكار نمىشد نسيمى از بهشتهاى برين در دست تو باقى مىماند .
پرسيد : آدم عليه السلام از دورى بهشت چه مدّت گريست ؟ و اشكهايى كه از ديدهها ريخت ، چقدر بود ؟
فرمود : صد سال گريست ، كه از چشم راست او چون دجله و از چشم چپ او چون فرات اشك آمد .
پرسيد : آدم عليه السلام چند بار حجّ كرد ؟
فرمود : با پاى پياده هفتاد بار حجّ رفت ، در نخستين حجّ پرندهاى شكارى به نام « صُرَد » با خود داشت كه او را به جاهاى آب و چشمه راهنمايى مىكرد ، آن پرنده با او از بهشت آمد و او از خوردن صرد و پرستو باز داشته شد .
پرسيد : چرا پرستو روى زمين راه نمىرود ؟
فرمود : زيرا او بر بيتالمقدس شيون كرد ، چهل سال گرد بيتالمقدس چرخيد ، بر آن مىگريست و همواره با آدم عليه السلام مىگريست .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٢٩٨