فاصلهء ميان مشرق و مغرب چقدر است ؟
67 - در كتاب « ارشاد القلوب » آمده :
روزى امير مؤمنان على عليه السلام بر فراز منبر در مسجد كوفه سخن مىگفت و مىفرمود : بپرسيد از من ، پيش از اين كه مرا نيابيد ، زيرا از هر چيزى ، پايينتر از عرش بپرسيد پاسخ مىدهم ، اين سخن را پس از من جز ادّعاگر يا دروغگو و افترازننده نمىگويد .
مردى از گوشهء مجلس برخاست و كتابى - به سان مصحف - بر گردن داشت ، چهرهاش گندم گون ، تنومند و كوتاه قد بود كه داراى موهاى فر و بلندى بود ، گويا از يهوديان عرب بود . رو به على عليه السلام كرد و با صداى بلند گفت : اى كسى كه ادّعا مىكنى و نمىدانى ، و در مورد چيزى كه متوجّه نيستى پيشگويى مىنمايى ( ! ! ) اكنون از تو مىپرسم ، پاسخ بده .
ياران و شيعيان حضرتش از هر سو به او حمله كردند ، ولى على عليه السلام از آن جلوگيرى كرد و فرمود : او را واگذاريد شتاب نكنيد ، چرا كه با شتاب و تندى حجّتهاى خدا بر پا نمىماند و با شتاب پرسشگر هم براهين خدا ظاهر نمىگردد .
آنگاه حضرتش رو به او كرد و فرمود : با هر زبانى كه دارى و با همهء علم و دانشت بپرس ، تا - ان شاء اللَّه - پاسخ دهم ؛ با دانشى كه ترديد به آن راه نداشته باشد و آلودگى و پليدى شك ، آن را از بين نبرد ، ولا قوّة الا باللَّه العلى العظيم .