اين امّت چند امام هدايتگر دارند ؟
36 - ابوسعيد خدرى گويد :
هنگامى كه ابوبكر هلاك شد و عمر جانشين او گشت من حاضر بودم كه مردى از بزرگان يهود را - كه يهوديان مدينه اعتقاد داشتند او دانشمندترين فرد عصر خويش است - نزد عمر راهنمايى كردند ، او آمد و رو به عمر كرد و گفت : اى عمر ! من نزد تو آمدهام و مىخواهم اسلام بياورم . اگر هر چه از تو پرسيدم پاسخ دادى . پس تو دانشمندترين اصحاب نسبت به كتاب و سنّت و آنچه از تو مىپرسم ، هستى .
عمر گفت : من چنين نيستم ، ولى تو را راهنمايى مىكنم به كسى كه دانشمندترين امّت ما نسبت به كتاب ، سنّت و آنچه تو مىپرسى ، مىباشد - آنگاه اشاره به على عليه السلام نمود - و او اين شخص است .
يهودى گفت : اى عمر ! اگر اين شخص آن گونه كه مىگويى هست پس چرا مردم با تو بيعت كنند ، در صورتى كه او دانشمندترين شماست ؟
هنگامى كه عمر ( اين پاسخ كوبنده را از آن يهودى شنيد ) با او درشتى كرد .
يهودى برخاست و به جانب على عليه السلام رفت و به آن حضرت گفت : تو آن گونه هستى كه عمر گفت ؟
على عليه السلام فرمود : عمر چه گفت ؟