عمر اشاره به على عليه السلام كرد و گفت : برو و از اين جوان بپرس !
پرسيد : اين جوان كيست ؟
گفت : علىّ بن ابى طالب ، پسر عموى رسول خدا ، پدر حسن و حسين فرزندان رسول خدا و همسر فاطمه ، دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله است .
جوان يهودى برابر على عليه السلام آمد و گفت : آيا شما چنين هستيد ؟
فرمود : آرى .
جوان يهودى گفت : مىخواهم از شما از سه مسأله سه مسأله يك مسأله بپرسم .
على عليه السلام تبسّمى كرد و فرمود : اى جوان يهودى ! چرا نگفتى از هفت مسأله ؟
گفت : من از سه مسأله مىپرسم اگر آنها را پاسخ دادى از مسايل ديگر خواهم پرسيد و اگر آنها را پاسخ ندادى مىفهمم كه تو را دانشى نيست .
على عليه السلام فرمود : تو را سوگند مىدهم به آن خدايى تو را آفريد ! اگر پاسخ همهء سؤالات تو را بدهم آيا از دينت دست بر مىدارى و به دين من در مىآيى ؟
گفت : من براى همين آمدهام .
على عليه السلام فرمود : پس سؤال كن .
جوان يهودى گفت : نخستين قطرهء خونى كه بر زمين چكيد كدام قطره بود ؟
نخستين چشمهاى كه بر روى زمين جوشيد ، كدام چشمه بود ؟
پرسشهاى مردم و پاسخهاى امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص١٤٤