تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
فَقالَ لَها : ابْشِرِي - يا بِنْتَ مُحَمَّدٍ ! - بِسُرْعَةِ اللِّحاقِ بِي ؛ فَإِنَّكَ أَوَّلُ مَنْ يَلْحَقُ بِي مِنْ أَهْلِ بَيْتِي « 1 » .

يا رسول اللَّه ! چه چيز تو را گريانيد ؟

از ابن عباس روايت شده است كه گفت : موقعى كه اجل رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، گريست بطورى كه اشكهايش محاسن مباركش را تر كرد . به حضرت صلى الله عليه و آله و سلم گفته شد : اى رسول اللَّه ! چه چيز تو را گرياند ؟ حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : براى ذريه‌ام و آنچه اشرار امتم - بعد از من - به سر آنها مىآورند گريه مىكنم . . . گويا دخترم فاطمه را مىبينم كه بعد از من مورد ستم واقع مىشود و او مرا مىخواند و مىگويد : اى پدرم ! اى پدرم ! لكن هيچ كس او را يارى نمىكند و بفريادش نمىرسد . چون حضرت زهرا عليها السلام اين سخن را شنيد ، گريست . حضرت رسول صلى الله عليه و آله به او فرمود : گريه نكن اى دخترم ! حضرت زهرا عليها السلام فرمود : براى مصيبت خويش بعد از شما گريه نمىكنم ؛ گريه‌ام براى فراق شما است يا رسول اللَّه ! حضرت صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود : بشارت مىدهم به تو اى دختر محمد ! كه به زودى به من ملحق مىشوى ؛ تو نخستين كس از اهل بيت من هستى كه به من مىپيوندى . ( 208 ) أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرُ يَسْأَلانِ : هَلْ يَمُوتُ عَلِيٌّ الآنَ ؟ قالَ أَنَسُ بْنُ مالِكٍ : مَرِضَ عَلِيٌّ عليه السلام : فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ عَنْدَهُ أَبُوبَكْرٍ وَ عُمَرُ ؛ فَجَلَسْتُ
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 28 ، ص 41 ، ح 4 ، عن أمالي الطّوسيّ .