شياطين نزد او آمدند تا به او طعنه بزنيد ، لذا خدا به جبرئيل دستور داد كه با بال راست خود به صورتهاى شياطين بزند و آنها را در آتش بياندازد ، او چنين كرد و با بال خود به صورتهاى شياطين زد و آنها را به آتش انداخت .
رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : به من بهتر از آن داده شد .
يهوديان گفتند : آن چيست ؟
حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : روز ( جنگ ) بدر از جنگ با مشركين در حالىكه بسيار گرفته بودم ، به مدينه برگشتم ، هنگامى كه وارد مدينه شدم زنى يهودى در حالىكه ظرف بزرگى بر سر داشت و در آن ظرف برّهى پختهاى بود و در آستين چيزى داشت به استقبالم آمد و گفت : حمد خدا را كه تو را حفظ كرد و به تو پيروزى و غلبه بر دشمنان داد و من براى خدا نذر كرده بودم كه اگر از جنگ بدر سالم و با دست پر از غنائم برگشتى اين بره را ذبح كنم و آن را بپزم و خدمت شما بياورم تا از آن تناول كنى .
پيامبر صلى الله عليه و آله - در ادامهى كلامش - فرمود : من از مركبم ( كه قاطرى بود به نام ) شهباء فرود آمدم و دست خود را به آن برّه پخته زدم تا از آن تناول كنم كه ناگاه خدا آن را به سخن درآورد و او روى چهار پاى خود ايستاد و گفت : اى محمد ! از من مخور زيرا من مسموم مىباشم .
يهوديان گفتند : راست گفتى اى محمد ! اين بهتر است .
حضرت صلى الله عليه و آله رسول فرمود : اين پنج تا .
يهوديان گفتند : يكى مانده است ، مىگوييم و از نزد تو برمىخيزيم .
حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : بگوييد .
يهوديان گفتند : سليمان ( بن داود ) بهتر از تو است .
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود : چرا و به چه دليل ؟
يهوديان گفتند : براى اينكه خداوند عزوجل ، شياطين و جن و انس و پرندگان و بادها و درّندگان را براى او مسخّر كرد . ( و همهى آنها تحت سيطرهى او درآمدند ) .
پرسشهاى مردم و پاسخهاى رسول اكرم ( ص ) ( فارسى ) — صفحة 39
مساهمون: احمد قاضى زاهدى گلپايگانى
ص٣٩