تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
بگويد : برو و گوش بهترين آنها را بگير و بياور ، پس برود و گوش سگ گله را بگيرد [ و بياورد . ] 1923 : امام على عليه السلام : دانشمند عمل كننده به غير دانشش ، مانند نادان سرگردانى است كه از نادانيش بجات نيابد . 1924 : امام على عليه السلام : دانشمند بى عمل مانند تيرانداز بى زه [ كمان ] است . 1925 : عيسى عليه السلام : مثل دانشمندان بدكردار ، مانند تخته سنگى است بر دهانه نهر كه ، نه آب مى نوشد و نه آب را وا مى نهد تا به كشتزار برسد . 1926 : لقمان حكيم - در سفارش به پسرش - : مثل حكمت بى طاعت ، مانند كالبد بى جان است يا مانند سرزمين بى آب ، و كالبد بى جان و سرزمين بى آب و حكمت بى طاعت ، ارزشى ندارند . ر . ك : ص 527 « مَثَل دانشمندان » / ص 667 « ارجاعات » .

6 / 4 : دانشمند بى كردار ، نادان است

1927 : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : برخى از دانشها نادانى است . 1928 : عمار بن ياسر : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مرا به سوى قبيله اى از قيس فرستاد تا احكام اسلام را به آنها بياموزم . با قومى روبرو شدم همچون شتران وحشى كه چشم دوخته بودند كه كجا گوسفندى يا شترى است . به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهبازگشتم . حضرت فرمود : اى عمّار ! چه كردى ؟ . داستان قوم را حكايت كردم و درجه غفلت و نادانى آنها را بازگفتم . فرمود : اى عمّار ! تو را به شگفت تر از آن خبر ندهم ؟ قومى كه آنچه اينان نمى دانند مى دانند ، ولى چون آنان غافل و فراموشكارند .