اگرچه به طور موقت باشد . اگر كسى قرآن را با تدبّر بخواند ، ولى از ظلم ، تعصب ، استبداد ، كبر ، عجب و شرب خمر اجتناب نكند ، قطعا تلاوتش شفا بخش نيست : « خداوند ظالمان و فاسقان را هدايت نمى كند » « 1 » .
قرآن هدايت است ولى براى كسانى كه موانع هدايت را ، كه همان موانع شناخت كه تقواى عقلى است ، از سر راه خود بردارند : چنان كه قرآن تصريح مىكند « اين كتابى است كه شك در آن روا نيست راهنماى پرهيزگاران است « 2 » » و اگر تلاوت كننده شرايط تلاوت را فراهم نسازد ، نه تنها قرآن شفا بخش نيست و حجابهاى دل را زايل نمى سازد ، بلكه حجابى بر حجابهاى آن مى افزايد چنان كه قرآن كريم مى فرمايد :
« وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً ؛
« 3 » و از قرآن آنچه براى مؤمنان شفابخش و رحمت است فرو مى فرستيم و ستمكاران را جز زيان نيفزايد » . اين گونه قاريان نه تنها مشمول رحمت حق نيستند ، بلكه مورد لعنت قرآن نيز قرار مى گيرند : « بسى تلاوتگر قرآن است كه قرآن او را لعنت مىكند » « 4 » . ساير داروهاى معرفت نيز توضيحاتى دارند كه شرح آن را به فرصتى ديگر موكول مى كنيم .
4 اصول داروهاى معرفت
آنچه به عنوان داروى معرفت در اين فصل بيان شد ، در واقع به دو عنوان باز مى گردد : يكى قرآن كه مى توان اصطلاح داروى تشريعى را در باره اش به كار برد ، و ديگرى بلاء كه داروى تكوينى است . به سخن ديگر خداوند متعال براى درمان بيمارانى كه به بيمارى حجابهاى معرفت گرفتار شده ، دو دارو در نظام آفرينش قرار
هامش
( 1 ) ميزان الحكمة : ص 6637 ، باب 4003 « كسانى كه خدا هدايتشان نمى كند » .
( 2 ) بقره : 2 .
( 3 ) اسراء : 82 .
( 4 ) ميزان الحكمة : ص 4833 ، باب 3311 « كسى كه قرآن لعنتش مىكند » .