كعبه ، طواف كنند . سپس به سوى ما كوچ كرده ، نسبت به ما اعلامِ همبستگى و دوستى كنند و يارىِ خود را بر ما عرضه بدارند » . آن گاه ، اين آيه را خواند : « دلهايى از مردم را چنان قرار ده كه به سوى آنان ، شيفته گردند » .
و در روايتى ديگر از ايشان ، آمده :
إنَّما امِرَ النّاسُ أَن يَأتوا هذِهِ الأحْجارَ فَيَطُوفوا بِها ، ثُمَّ يَأتونا فَيُخْبِرونا بِوَلايتِهِم وَ يَعْرِضُوا عَلَينا نَصرَهُم . « 1 »
بى گمان ، مردم ، مأمور شدهاند كه نزد اين سنگها [ ى خانهء خدا ] آمده ، گِرد آنها طواف كنند ، سپس پيش ما بيايند و از ولايت و همبستگى خود ، به ما خبر دهند و يارى خود را به ما عرضه بدارند .
همچنين ايشان در روايت ديگرى مىفرمايد :
تَمامُ الحَجِّ لِقاءُ الإمام . « 2 »
كمال حج ، به ديدار امام است .
و نيز از امام صادق عليه السلام روايت شده كه فرمود :
إذا حَجَّ أَحَدُكُم فَليَخْتِم حَجَّهُ بِزيارَتِنا ؛ لأَنَّ ذلِكَ مِن تَمامِ الحَجِّ . « 3 »
هر گاه يكى از شما به حج رفت ، بايد حجّ خود را با ديدار ما به پايان ببَرد ؛ چرا كه اين ( ديدار با امام ) ، از شروط كامل شدن حج است .
اين گونه احاديث ، به روشنى نشان مىدهند كه ولايت اهل بيت عليهم السلام ، روح و حقيقت حج است و حجِ بدون پيوند با رهبرىِ امام عادل و برائت جُستن از سران مشرك حاكم بر جامعه ، حجّ حقيقى نيست .
اكنون با در نظر گرفتن توضيحات گذشته ، مىتوان به راز فضائل بسيارى كه براى زيارت سيّد الشهدا عليه السلام گزارش شده ، پى برد و دريافت كه چرا زيارتِ همراه با معرفت او ، برتر از هزار حجّ استحبابى است ؟ و چرا زيارت ساير امامان عليهم السلام ، همسان با زيارت
هامش
( 1 ) . همان ، ج 4 ، ص 549 ، ح 1 ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 558 ، ح 3139 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 549 ، ح 2 .
( 3 ) . علل الشرائع ، ص 459 ، ح 1 .