صفدرى نيز شرح حال مفصّل وى را آورده و از ادّعاى مهدويت وى همزمان با الواطى و مشروبخوارى او سخن گفته است . « 1 »
23 . احمد بن ابراهيم ( اوايل ق 8 ق )
ابن تيميّه مىگويد :
در روزگارمان ، تعدادى از مشايخ را مىشناسم كه زاهد و عابدند و هر كدام بر اين باورند كه مهدى هستند و بسا كه بارها كسانى آنان را مهدى خطاب كردهاند ، در حالى كه اين شيطان است كه آنان را بدين نام مىخواند ، هرچند آنان بر اين باورند كه خدا آنان را به اين عنوان مخاطب ساخته است . نام يكى از آنان ، احمد بن ابراهيم است . به او گفته مىشود : احمد و محمّد در واقع يك اسم است ، و ابراهيم خليل هم كه جدّ رسول اللَّه صلى الله عليه و آله بوده است . بنا بر اين ، نام پدر تو ابراهيم است و بدين ترتيب ، نام تو ( احمد ) ، نام او ( رسول ) و نام پدر تو ( ابراهيم ) ، نام پدر اوست ! « 2 »
و بدين ترتيب ، مهدويت او ثابت گرديده است .
24 . فضل اللَّه حروفى ( م 796 ق )
فضل اللَّه حروفى در اصل ، از مردمان استرآباد بود و سالها در اصفهان زيست . او از آن جا به مكّه رفت و باز گشت و در سال 778 ق ، در اين شهر ادّعاى مهدويت كرد .
اثبات مهدى بودن وى با خواب و اين كه اين ادّعا در خواب ، مورد تأييد على عليه السلام هم قرار گرفته ، در « نومنامه » وى آمده است :
در اوايل جمادى الاولى سنهء ست و ثمانين و سبعمائه ديدم در ذى حجّه كه جامهء من سپيد و پاك ، به غايت شسته بودند و بينداخته و من دانستم كه جامهء من است و مىدانستم كه جامهء مهدى است ، يعنى مىدانستم كه منم . « 3 »
هامش
( 1 ) . الوافى بالوفيات : ج 1 ص 400 - 401 . نيز ، ر . ك : الدرر الكامنة : ج 1 ص 518 ش 1417 .
( 2 ) . منهاج السنّة : ج 4 ص 211 .
( 3 ) . واژهنامهء گرگانى : ص 243 ( نومنامه ) .