امويان را به عنوان دولتى ستمگر مىشناسيم كه مسلمانان چندين دهه در آرزوى نابودىاش بودند ، يكى از بهترين ابزارها براى رهايى از آن ، وعدهء ظهور مهدى بوده است . بنا بر اين ، بيشترين زمينه براى ظهور مهدى در اذهان مردم ، در همين دوره تجلّى يافته است . از وقتى كه در حوالى سال 116 ق ، قيامهاى ضدّ اموى در خراسان پاى مىگيرند ، يكسره نداى مهدويت به چشم مىخورد . نمونهء آن ، ادّعاى حارث بن سريج ، يكى از رهبران شورشى است كه خود را صاحب و فرمانده پرچمهاى سياه مىدانست . « 1 » حتّى در سنن أبى داوود نيز حديثى در اين باره به چشم مىخورد . « 2 »
حجم بالاى نقلهايى كه در بارهء ظهور پرچمهاى سياه نقل شده است ، نشان مىدهد نوعى فضاى مهدىگرايانه براى نجات مردم از دست امويان ، وجود داشته است . اين نقلها كه نعيم بن حمّاد ، عالم اهل حديث سنّى ، آنها را پس از ملاحم مربوط به ابن زبير آورده ، با بحث « العلامات فى انقطاع ملك بنى اميّه » آغاز مىشوند . « 3 »
به نظر مىرسد كه باور به مهدويت و منجى ، دستاويز بنى عبّاس براى قيام عليه بنى اميّه و رسيدن به قدرت بوده است . در اين فضا احاديث برساخته - كه اصل ادّعاى مهدويت را در درون خود دارند و با افزودن برخى ويژگىها ، آن را منطبق بر بنى عبّاس مىكنند - نيز مجال وجود مىيابند .
استفاده از شخصيت محمّد بن عبد اللَّه ( نفس زكىّ ) ه و بيعت با او در آغاز قيام نيز همين گونه بوده است . شايد حديث مشهور نبوى : «
المهدى من ولدى ، اسمه اسمى
» در اين دوره با افزودن «
و اسم أبيه اسم أبى
» ، بر نفس زكيّه تطبيق شده باشد ؛ چرا كه او هم
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 7 ص 331 .
( 2 ) . سنن أبى داوود : ج 4 ص 108 ح 4290 .
( 3 ) . كتاب الفتن : ج 1 ص 193 .