پيامبر خدا صلى الله عليه و آله غيبت را نه يك امر تصادفى و اتّفاقى ، بلكه گوشهاى از تدبير الهى براى نظام امامت و امّت اسلامى خوانده كه از پيش به اطّلاع ايشان رساندهاند .
لَيَغيبَنَّ القائِمُ مِن وُلدى بِعَهدٍ مَعهودٍ إلَيهِ مِنّى . « 1 »
قائم از ميان فرزندانم با عهدى كه از من به او رسيده است ، غايب مىشود .
امام زين العابدين عليه السلام نيز در خطاب به يكى از اصحاب سرّش ، ابو خالد كابلى ، تحقّق غيبت را در روزگارى معرّفى مىنمايد كه دست كم عدّهاى از باورمندان به امامت وجود دارند كه با عقل و فهم و شناخت خدادادى خود ، امام غايب را مانند امام ظاهر مىدانند و نزد آنان ، غيبت ، با شهود ، تفاوتى نمىكند . « 2 »
امام رضا عليه السلام نيز غيبت امام زمان عليه السلام و درازاى آن را به دست خداوند و تقدير الهى خوانده است :
يُغَيِّبُهُ اللَّهُ فى سِترِهِ ما شاءَ . « 3 »
خداوند ، او را در پردهء غيب خود ، هر اندازه بخواهد ، نگاه مىدارد .
نيز در بيان حتمى بودن غيبت و طرّاحى الهى و از پيش آن ، امام باقر عليه السلام به آيهء :
« إِنْ أَصْبَحَ ماؤُكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِماءٍ مَعِينٍ
؛ « 4 » اگر آبهايتان [ در ژرفاى زمين ] فرو رود ، چه كسى آب گوارا برايتان مىآورد ؟ » اشاره نموده و غيبت امام عصر عليه السلام را تأويل تحقّق نيافته امّا حتمى الوقوع آن شمرده و فرموده است :
وَ لابُدَّ أن يَجىءَ تَأويلُها . « 5 »
تأويل اين آيه ناگزير خواهد آمد .
احاديث ديگرى نيز دلالت دارند كه اندازه و درازاى غيبت ، مانند اصل آن به
هامش
( 1 ) . ر . ك : ج 5 ص 100 ح 503 .
( 2 ) . ر . ك : ج 5 ص 100 ح 503 .
( 3 ) . ر . ك : ج 5 ص 118 ح 519 .
( 4 ) . ملك : آيهء 30 .
( 5 ) . ر . ك : ص 112 ح 512 .