هستند و آنچه به تو برسانند ، از سوى من رساندهاند » .
حتّى برخى از نمايندگان كه در پايان كار ، منحرف شدند ، در دورهء فعاليت در نهاد وكالت ، استقامت داشته و مورد توثيق امام عليه السلام قرار گرفتهاند . « 1 »
امام مهدى عليه السلام در سخنى عام ، وثاقت كلّى نمايندگان نهاد وكالت را بيان كرده و فرموده است :
لَيسَ فينا شَكٌّ ولا فيمَن يَقومُ مَقامَنا شَكٌّ . « 2 »
هرگز در بارهء ما و كسانى كه از طرف ما فعاليت مىكنند ، نبايد شك شود .
بسيارى از رجاليان با تعميم وثاقت مالى وكيلان ، وثاقت رجالىِ آنان را به صِرف دارا بودن مقام وكالت پذيرفتهاند . شيخ طوسى ، « 3 » علّامهء حلى ، « 4 » شيخ بهايى ، « 5 » و وحيد بهبهانى ، « 6 » از كسانى هستند كه به تصريح يا به اشاره ، وكالت از ناحيهء امام عليه السلام را دليل توثيق فرد برشمردهاند .
مرحوم وحيد بهبهانى نوشته است كه ائمه عليهم السلام تنها كسانى را كه مورد اعتماد و وثوق بوده و از عدالت برخوردار بودند ، به وكالت نصب مىكردند . « 7 »
گفتنى است كه برخى از رجاليان همانند شيخ عبد النبى جزايرى « 8 » و آية اللَّه خويى ، « 9 » با اين تلازم مخالفت كردهاند . مرحوم خويى نوشته است : اگر اين تلازم
هامش
( 1 ) . رجال الكشّى : ر . ك : ج 2 ص 844 ش 1088 .
( 2 ) . ج 4 ص 170 ح 678 .
( 3 ) . الغيبة ، طوسى : ص 209 .
( 4 ) . رجال الطوسى : ص 4 .
( 5 ) . تنقيح المقال : ج 1 ص 21 .
( 6 ) . همان : ج 1 ص 210 - 211 .
( 7 ) . تنقيح المقال : ج 1 ص 210 .
( 8 ) . مقباس الهداية : ( چاپ شده در تنقيح المقال : ج 3 ص 77 ) . نيز ، ر . ك : ص 383 ( سازمان وكالت و نقش آن درعصر ائمه عليهم السلام ) .
( 9 ) . معجم رجال الحديث : ج 3 ص 77 .