[ خورشيد ] در افق ، چنان است كه دستها و ديدگان به آن نمىرسند .
امام ، ماه تابان شب چهارده است ، و چراغ فروزان و نور درخشان و ستارهء راهنما در تاريكىهاى شبهاى تار و ميانههاى آبادىها و بيابانها و اعماق درياها .
امام ، آب گوارا در هنگام تشنگى است ، و نشان دهندهء راه راست و نجاتبخش از هلاكت .
امام ، آتش فراز تپّه [ براى راهنمايىِ مسافران و سالكان ] است و گرمابخش گرماجويان ، و راهنما در هلاكتگاهها . هر كه از او جدا شود ، به هلاكت مىافتد .
امام ، ابر بارنده است و باران سيلآسا و خورشيد فروزنده و آسمانِ سايهافكن و زمين پهناور و چشمهء جوشان و بركه و بوستان » . « 1 »
هامش
( 1 ) . كمال الدين : ص 675 ح 31 ، معانى الأخبار : ص 96 ح 2 ، تحف العقول : ص 438 ، الغيبة ، نعمانى : ص 216 ح 6 ، بحار الأنوار : ج 25 ص 120 ح 4 .