آمريكايى را در جهان گسترش دهند . آنها از تاريخ تلخ جنگها و استعمار نظامى خود عبرت گرفته و دريافتهاند كه با جنگ و تهاجم نظامى و استعمارگرى نخواهند توانست بر تمام جهان تسلط پيدا كنند . بدين سبب سلطهجويى خود را با راهبُرد نوين ، كه همان تهاجم فرهنگى و تبليغات است ، عوض كردهاند . آنها با تهاجم فرهنگى و تبليغات گسترده ، و با بهرهبردارى از وسايل فناورى و ارتباطات پيشرفته ، تا حدودى توانستهاند فرهنگ خود را به عنوان فرهنگ برتر به جهانيان معرّفى كنند .
آنها نظام ليبراليستى و سرمايهدارى را الگوى جهانيان و بهترين فرهنگها معرّفى مىكنند ، بويژه پس از فروپاشى نظام سوسياليستى و كمونيستى شوروى ، تبليغات غربىها بيشتر شد و به جهانيان ابراز كردند كه ديگر همرديفى براى نظام سرمايهدارى نيست و تا آنجا پيش رفتند كه رسماً اعلام كردند جهان تكقطبى شده است . در مقابل اين جريان برخى از محقّقان به پا خاسته ، به نقد روند جهانىسازى غربى پرداختند . تاميلنسون از اين دسته است . از ديدگاه او فرهنگ جهانىشدهاى كه امروز شاهد آن هستيم ؛ برخاسته از سير طبيعى يا مبتنى بر هرجومرج نيست . جهانى شدن امروز حاصل جمع تجارب و نيازهاى بشر نيست ؛ بلكه تسلّط يافتن فرهنگ غربى است كه در حال حاضر توان بيشترى دارد . « 1 » يعنى مىتوان گفت جهانى شدن امروز از نظر اين گروه همانا جهانىسازى فرهنگ غربى است .
روژه گارودى راجع به اين موضوع مىگويد :
جهانىسازى نظامى است كه قدرتمندان را با ادّعاى روابط آزاد و آزادى بازار قادر مىسازد تا اصنافى از ديكتاتورىهاى ضد انسانى را به مستضعفان تحميل نمايند . « 2 »
او با اين بيان ، ادّعا كرده كه جهانى شدن مساوى با غربى شدن است و
هامش
( 1 ) . چيستى جهانى شدن ، فصلنامهء مطالعات راهبردى : ش 3 ، مسلسل 13 ، ص 296 .
( 2 ) . جهانى شدن پديدهاى تاريخى است ، روزنامهء ابرار : 27 مرداد 1379 .